نویسندگان
درباره وبلاگ

برج شیشه تو را صدا می زند حوالی خیابان ادبجو « برج شیشه» ای بود که همسو با ذهن و دل مردمان، طبیعت آدمی را باز می نمایاند که اگر من اینجا به دنیا آمده ام و زندگی می کنم طبیعتاً به آن عشق می ورزم و شهرم را بخشی از خودم می دانم. آباد و خرابش فرقی نمی کند، هرچه مشکلاتش بیشتر، مصائب و مسئولیت من هم سنگینتر. نه که به زبان آورم که بدیهی تر از آن بود که مسأله ذهنم شود و نیازی به واگویی احساس کنم. اما نمی دانم چگونه با رفتن برج شیشه طبیعت این مردمان نیز دیگرگونه شد. گویی پیش از این هیچوقت اینجا را ندیده بودند. چنان که غریبه ای عامدانه بر تمایز خویش از جایی که بر آن پا نهاده اصرار می ورزد و بر بخت خویش نفرین می فرستد که از بد حادثه اینجا گرفتار آمده است. و اینچنین بود که این بدیهی ترین و آدمیزادی ترین احساس به وطنم، شهرم و خودم نیاز به توضیح پیدا کرد که برادر! هیچ طبع سلیمی خود زنی نمی کند، از توهین و تحقیر بر می آشوبد، از سر درد دست به خودکشی نمی زند... همشهری عزیز! برج شیشه ای نو ساخته ایم تا بنایی را که به این شهر بدهکاریم، از دل ویرانه ها بیرون کشیم. بنایی که نماد و نشانِ در ـ جهان ـ بودنمان بود، امروز تورا صدا می زند. برج شیشه تو را صدا می زند...
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است
مدیر وبلاگ: برج شیشه
آخرین پست ها
- نامه در تقبیح صدا و سیمای اراک
- سفرنامه ناصرالدین شاه به اراک4- ورود به اراک
- تنها بازار دوطبقه ایران در اراک
- نامه به شهرداری بافت تاریخی اراک در اعتراض به نمایشگاه "سلطانآباد در گذر زمان"
- آنجابودن؛ تحلیلی فلسفی بر سال اراک
- اراك "سرزمین هیچ كس" نیست
- سال اراک
- همشهریان عقلایی
- شرح سفر ناصرالدین شاه به اراک 3- به سمت اراک
- ما آدمِِ اراکیم
- نامه به شورا در حمایت از شهردار حقیقی اراک
- بانوی تصویر به تصویر پیوست
- اعتراف
- شما و برج شیشه 4- پاسخ به "امیر الکسی"
- شرح سفر ناصرالدین شاه به اراک 2- در انجدان
- همه پستها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :